X
تبلیغات
مهاباد شهر آرزوها - زنان و دختران خياباني
موسیقی دلتنگی
 زنان و دختران خياباني

دختران خیابانی چرا ؟ روسپیگری، یکی از حقیقتهای تلخ جامعه کنونی ما است که همیشه سعی می کنیم از آن کمتر صحبت کنیم و در ظاهر خود را گول بزنیم که از این مسأله بی‌خبریم! ولی همه‌ می‌دانند که حقیقت چیزی غیر از این است.
اگر باور ندارید سری به شعبات مخصوص رسیدگی به پرونده‌های اینچنینی ، در دادگستری بزنید.

سر هر کوچه و برزن نیز اگر ساعتی توقف کنی، خواهی دید که چگونه در جلوی چشمانت سوار بر خودروهای ناشناس می‌شوند و به سمتی نامعلوم می‌روند. هراز گاهی نیز، در روزنامه‌ها مطلبی در این باره نوشته می‌شود. شاید سالها طول بکشد تا کسی این حقیقتهای تلخ را درون یک حلقه فیلم نشان دهد. به هر حال، آنچه که مسلم است: حقیقتی است که نمی‌توانیم از آن فرار کنیم.

میترا، اکنون 38 ساله است و خود را یک زن به بیراهه رفته معرفی می‌کند. وی، می‌گوید: زمانی به خود آمدم که در پرورشگاه، مشغول زندگی بودم، روزی خانواده‌ای به آنجا آمد و مرا به عنوان فرزɞد خوانده، با خود برد.
هنوز چیزی از ورود من به آن خانه جدید نگذشته بود؛ که اذیت وآزارها شروع شد. به عنوان یک دختر سر راهی در بین اطرافیان شناخته شدم. این نام روی من ماند، تا در آستانه 14 ساله شدن، روزی که برادر مادر جدید قصد تعرض به من را داشت ، همه چیز برایم رنگ دیگری گرفت.
وقتی پا از خانه بیرون گذاشتم، دیگر یک دختر سالم نبودم و چاره‌ای جز تن‌فروشی ، برای تأمین ºندگی نداشتم. فروغ نیز: سرگذشت تلخی دارد، او وقتی به خود آمد که عاشق پسر همسایه (شاهرخ) شده بود.
اختلاف خانواده‌ها و راضی نبودن مادر شاهرخ به این ازدواج، باعث شد مادر فروغ او را به یکی از فامیله های خود که خیلی ثروتمند بود بدهد.
فروغ، زندگی جدید خود را در کنار شوهر و پدر شوهرش آغاز کرد و روزی که متوجه شد پدر شوهرش نیتهای پلیدی، نسبت به او دارد،‌آن زندگی اشرافی را ترک و به خیابان پناه برد. او در همان شب اول به دو مرد غریبه پناه برد و از آن پس، دیگر به ناچار برای تأمین زندگیش ، این کار را انجام داد واکنون 43 سال از زندگیش می گذرد، نمی خواهد در رابطه با گذشته‌اش حتی فکر هم بکند.

لیلا 18 ساله و خواهرش 22 ساله در یکی از پارکها بر روی نیمکتی به اطراف نگاه می‌کنند تا اینکه ما به سراغشان رفتیم و با آنها گفتگویی را آغاز کردیم: لیلا می‌گوید: پدرمان معلم بازنشسته است و مادرمان خانه‌دار. حقوق پدر کفاف امرار معاش 5 فرزند را نمی دهد. برادرانمان مکانیکی کار می کنند.
ما دو خواهر هم دور از نظر خانواده خرجمان را خودمان در می‌آوریم. در این میان مردی کهنسال (حدود 60 ساله ) به اطرافشان می‌آید و به آنها می گوید : روبرو آن ماشین منتظر شماست، در ضمن ناهار هم میهمان هستید.

پگاه نیز سرنوشت خود را اینگونه تعریف می کند: مادر و پدرم با هم اختلاف داشتند و از همدیگر جدا شدند. من پیش مادرم ماندم و وی دوباره با مردی ازدواج کرد . وقتی به خود آمدم که از ناپدری‌ام; دور از چشم مادر و به بهانه ازدواج با یکی از همکاران شرکتی‌ام صاحب دو فرزند شدم و ...

پدیده زنان خیابانی در کشورمان ، چیز جدیدی نیست ولی آمار آن در سالهای اخیر بیشتر شده است . کمبودهای زندگی و نداشتن یک مکان امن، از جمله علتهایی است که می توان به عنوان عوامل اصلی این پدیده نام برد.

رمضانی، استاد دانشگاه و محقق، دراین رابطه می‌گوید: علتهای بیشماری می تواند ، باعث به وجود آمدن این پدیده شود ولی مشکلات و کمبودهای خانوادگی، از جمله عوامل اصلی آن می‌باشد که متأسفانه در بین دختران جوان و کم سن و سال نیز دیده می شود.
وی افزود : بوجودآمدن خانه‌های عفاف که در برخی نقاط فعالیت می کنند و برخی موارد نیز فعالیت آنها به صورت پنهانی می باشد شاید یکی از راههای جلوگیری از توسعه یافتگی این پدیده است ولی آنچه مسلم است اینکه زنانی که به این کار مشغولند، فعالیت خود را گسترده تر از این خانه ها انجام می دهند.
به طوری که در برخی محله‌ها و خیابانها، اگر دقت کنید می توانید وجود این زنان را احساس و با چشم خود نظاره کنید.

باوند ، استاد دانشگاه و محقق، عوامل پدیده آورندة زنان و دختران خیابانی را این چنین بیان می‌کند: ازدواج‌های مکرر و به دنبال آن به وجود آمدن خواهران و برادران ناتنی که بطور مسلم پیامد منفی مشکل را به دنبال دارد در کنار عدم مهارت تربیتی و آگاهی مناسب والدین به انضمام طلاق ،فقر و محیط پر فشار خانواده یا عوامل فشارزای اجتماعی مثل سد کنکور، عدم اوقات فراغت مطلوب و مانند آن را می توان از عوامل شایع آن ذکر نمود.
وی به راهکارهای اساسی کنترل پدیده مزبور اشاره می کند ومی گوید: به نظر می رسد توجه به نظم بخشی کانون خانواده و آموزش کنترل کینه‌ورزی وخشونت در نوجوانان ، در کنار تأمین اوقات فراغت مطلوب برای نوجوانان وجوانان و خلاصه توجه به نشاط محیط زندگی کودکان و نوجوانان درسایر عرصه‌ها مؤثر باشد.

آنچه مسلم است: اینکه باید به عنوان یک درد اجتماعی به این مسأله نگاه کرد و در پی درمان آن برآمد. اگر موشکافانه به این مسأله نگاه کنیم ،خواهیم دید این پدیده چیزی جز مجموعه‌ای از مشكلات ودردهای اجتماعی نیست.
حال خواننده محترم خود تفکر وقضاوت نماید که آیا بیان حقایق فوق الذکر که گوشه ای از ناهنجاریهای اجتماعی است تبعات شکاف طبقاتی بوجود آمده در جامعه نمی باشد؟لذا وقتی دلسوزان واقعی نظام و انقلاب از فقر وفساد وتبعیض در جامعه سخن می گویند به این منظور است که از ناهنجاریهای اجتماعی همچون دختران خیابانی و عوامل موثر در بوجود آمدن آن ممانعت نمایند.

|+| نوشته شده توسط سیروان عباسی در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389  |
 
 
بالا